به زاده گاهم باز خواهم گشت
افغانستان آریانای کهن
با خاک خون دل می سازمت ای وطن با استخوان خویش می سازمت ای وطن غریبی رفتم و مثل وطن نیست..................به غم خوردن کسی مانند من نیست اگر بشرو شکر غربت بنوشیم......................به مانندی گدایی گدایی وطن نیست چه خوش باشد که بعد از انتظاری.................. به امید رسوا مید واری ازون بهتر ازونخوشتر نباشد ..........................دمی که می رسد یاری به یاری نام تو را شنیدم ......اما تو را ندیدم....یک دسته گل بچیدم...بحرتو ای عزیزم در عشق تو عزیزم
نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت
0:9 توسط m.z| |
| Design By : Night Skin |





