به زاده گاهم باز خواهم گشت
افغانستان آریانای کهن
هنگام که پرستوهای مهاجر به پرواز در می آیند من نیز کوله بارم را می بندم و همراه نسیم به سوی توبازمیگردم. هر چند دلم غمگین است. در سوگه کبوتران عشق... وقتی به زادگاهم باز گشتم تنها کانون محبترا که قلبم می باشد به تو هدیه می دهم. ای زادگاه من ای افغانستان عیر در صندوقچه سینه ام رازهای نهفتهای دارم. به هنگام باز گشت به دره خاکهایت و با کوهایت و دشتهایت درد دل خواهم کرد....... صبح گاهان با مژه های گرد و غبار را از رویت می ردایم.روی خون گرفته ات را با مرواریدهای شادی می شویم. بذر شادی را در دلت می افشانم و درختان بی سرت را با نخلهای سر بلند و مقاوم مبدل می نمایم. ای زادگاه من.... ای قلب آسیایی میانه ای افغانستان دوستت دارم.
| Design By : Night Skin |





