به زاده گاهم باز خواهم گشت
افغانستان آریانای کهن
و اندوهی بس بزرگ مرا آزار می دهد. شکوه و عظمت عشق من یس بزرگ است. عشق من جاودان است اما این اندوه ذره ای از پایداری مرا می کاهد و مرا رنجیده و ازرده خاطر می کند. گاهی احساسم بر این می رود که آخر خط است و کتاب زندگی ام رو به پایان است. لحظه ای می رسد که دیگر از همه چیز و از همه کس دل می برم وخود را آماده وداع می کنم اما همه چیز بر طبق عنوان پیش نمی رود و در آخرین لحظه که در حال سقوط هستی کلامی یا ندایی طنین انداز وجود می شود و تو را از خواب غفلت بیدار می کند و به بودن وزیستن نوید می دهد نویدی دوباره که تو را که بنده کمی صبر می یابد و تو را کمی شکیبای می بایست که زندگی پیاپی مشکل است و مشکل و پاینده و پایدار کسی است که مراحل سخت زندگی خود را با وجود تمام انسان ها و افکارهای پلید سپری کندو قدم بر غرضه تازه ای زنگی بگذارد و انشاء ا... همیشه جاودان بماند واین را بداند که عشق همواره سرمشق است << تو را دوست دارم اما نه به خاطر خودت تنها به خاطر غشقت>>
| Design By : Night Skin |



