تبليغاتX
به زاده گاهم باز خواهم گشت - ::براي سرزمين باختر آرياناي كهن ::


به زاده گاهم باز خواهم گشت

افغانستان آریانای کهن

دلم برات خیلی خیلی تنگه

::براي سرزمين باختر آرياناي كهن ::

مي آيم ، با دلي لبريز از شوق تماشايت .

اندوهي كه ميسازد شبم را غرق رويايت.

دلم پر از جدايي ،طعنه و تزويرو ترفنديست

كه طوفان گشته بر آرامش اعماق دريايت

چه گويم چيست نامت؟ كيست غمگين از الم هايت

تو اي مادر كه در دامان پر مهرت، مرا و آرزو ها ، رو به فردا دست بردن هاي من را

در دل هر دانه ي خاكت برايم هديه خواهي كرد

چه بنويسم ز غمها، غصه ها ،افسوس ها، بي مادر ي ها

غرور زير خروار عداوت گور و نا پيدا

چه شد مادر ؟ به روي خاك پاكت خون فرزندان بي باكت چو جويي تشنه هر سو راه بازي كرد

چه شد هندوكش و فيروز و بابا يت كمر خم كرد

زظلم دشمنان پست كه چون خاري به چشمت قد علم كرد

اگر يك عمر در غربت ، به دور از دست پر مهرت

پر از رنج و مشقت من به سر كردم

گمان هر گز مبر من لحظه اي از نام تو صرفنظر كردم

برايم نام تو همچون شراب شام خمَاريست

تو از مايي و ما از تو ، مباد هرگز سرم بي تو....

نوش جونت  بخورش

آرامش یعنی اینكه :
همیشه ته دلت مطمئن باشی توی سینه كسی كه دوستش داری یك خونه ی گرم داری ...

نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 2:46 توسط m.z| |


Design By : Night Skin