به زاده گاهم باز خواهم گشت
افغانستان آریانای کهن
با خاک خون دل می سازمت ای وطن با استخوان خویش می سازمت ای وطن غریبی رفتم و مثل وطن نیست..................به غم خوردن کسی مانند من نیست اگر بشرو شکر غربت بنوشیم......................به مانندی گدایی گدایی وطن نیست چه خوش باشد که بعد از انتظاری.................. به امید رسوا مید واری ازون بهتر ازونخوشتر نباشد ..........................دمی که می رسد یاری به یاری نام تو را شنیدم ......اما تو را ندیدم....یک دسته گل بچیدم...بحرتو ای عزیزم در عشق تو عزیزم هنگام که پرستوهای مهاجر به پرواز در می آیند من نیز کوله بارم را می بندم و همراه نسیم به سوی توبازمیگردم. هر چند دلم غمگین است. در سوگه کبوتران عشق... وقتی به زادگاهم باز گشتم تنها کانون محبترا که قلبم می باشد به تو هدیه می دهم. ای زادگاه من ای افغانستان عیر در صندوقچه سینه ام رازهای نهفتهای دارم. به هنگام باز گشت به دره خاکهایت و با کوهایت و دشتهایت درد دل خواهم کرد....... صبح گاهان با مژه های گرد و غبار را از رویت می ردایم.روی خون گرفته ات را با مرواریدهای شادی می شویم. بذر شادی را در دلت می افشانم و درختان بی سرت را با نخلهای سر بلند و مقاوم مبدل می نمایم. ای زادگاه من.... ای قلب آسیایی میانه ای افغانستان دوستت دارم. بیا ای هموطن تا بعد از این همکار هم باشیم
دل همجان هم جانان هم دلدار هم باشیم انیس و مونس هم یار خدمتکار هم باشیم رفیق هم محرم اسرارهم باشیم از برت آواره گشتم ای وطن .............از غمت دیوانه گشتم ای وطن گر چه فراموشت کنم من ای وطن......سرمه چشم من خک پاکت ای وطن از دور دیده ام تو را ای وطن...............پر نور دیده ام تو را ای وطن روم بسوی جویت ای وطن...............ببوسم خاک کویت ای وطن آب وهوای تو را گم کرده ام خدایا....رو بسوی ولایت های مردم کرده ام خدایا مردم میگویند این بچه دیوانه است .......دیوانه نیستم وطن خود را گم کرده ام خدایا مسافر در سفر باشد دلش میل وطن دارد..........چو بلبل در قفس باشد دلش میل چمن دارد شعر یادگاری از همکلاس عزیزم :ا..م...ن
لازم نیست به عسقت بگی دوسش داری فقط بگو مواظب خودت باش... دوست می دارم توراا ای وطن ای لاله ای افغان من دوست می دارم تو ر اوطن ای گلشن رخسار من دوست دارم آن نسیم تشنه خاکت ای وطن تا تو همچو سرخ سرم ای وطن ای چو شیرم در کنار خاک پاکت ای وطن ای که در نی شده ام اسیر دارت ای وطن ه عقب برگاز مرز گذشتم بودیم اینکه حتی یک لحظه بردم. من گنگ خوابدیده وعالم تمام کر... افغانستان عزیزمان به داشتن فرزندان چون شما به خود می بالدو قلب شکستهاش به امید دستهای پرتوان فرزندانش می تپد. بیایید برای وطن خود غزل حیاط بسرایم وستاره امید را از کرانه های آسمان دل بچینیم مدرسه رامیعاد ووطن را میساق تا با کسب علم و معرفت آزادی را برایش هدیه کنیم. به پاس این همه کوشش از خدا می خواهم همونجوری که دردهایم را طولانی کرد شادیهای شما را طولانی کند. از خدا می خواهم گل لبخند روی لبای نازتون طولانی و ابدی سازد از خدا می خواهم تو دلت هیچ وقت کینه نباشه از خدا می خواهم همیشه شاد باشین وحسرت چیزی رو نکشین از خدا می خواهم نعمت سلامتی رو هیچ وقت ازتون نگیره آبرو تو حفظ کنه و همیشه شاد وسلامت وسربلند باشین و همیشه خوشبخت باشین. به امید سر زمین آباد آزاد و مستقل خدا حافظ همین حالا...


پپ

من مثل بیشتر افغان هایی که به زوربرگشت داده می شدند نبودم.می توانستم کار بگیرم وتحصیلاتم را ادامه بدهم.می توانستم زندگی راحتی برای خودم درست کنم همینطوری که دوران دانشجویی ام را گذرانده بودم ،اما حقیفت این بود که دیگر ایران چیزی برای من نداشت،پدر ومادرم می خواستند ایران بمانند وماندند، من برگشتم....
با وجودی که تمام عمرم در ایران زندگی کرده بودم ،اما همیشه حس یه مسافر عبوری را داشتم.حس اینکه یک جای موقتی هستی وهر لحظه باید بروی،مثل یک مهمان ناخوانده که از سر اجبار پذیرفته می شود وجایی هم برای رفتن ندارد،فکر می کنم آیا پذیرفته نشدن بهتر نبود؟
سالانه میلیون ها دلار در افغانستان هزینه می شود ،اما سهم ایران از تجارت با افغانستان ناچیز است چون هیچ کس حق ندارد با این پول جنس ایرانی بخرد.چون امریکایی ها نمی خواهند.اگر در یک پروژه بازسازی جنس ایرانی مصرف شود وآمریکایی ها بفهمند خراب می شود واز اول ساخته می شود،به همین سادگی...
می توانستیم دوستان خوبی باشیم. اما شماها نخواستید ونمی خواهید چون فکر می کنید از ما برترید،در صورتی که نیستید .
تو بعد ازاین همه مدت می خواهی بدانی تو کله ما ها چی می گذشت وقتی تحقیر می شدیم.هیچ وقت نمی فهمی...اهل گله کردن نیستم ،شاکی هم نیستم.
فقط نوشتم که بگم،این رسمش نبود.این رسمش نیست...
من وامثال من فرصتی برای گله کردن نداریم،هنوز از گیجی پس گردنی های ایران بیرون نیامدیم که نشئه پول های سرازیر شده به افغانستان شدیم واین پول ها به اسم افغانستان می آید وهزار راه وجود دارد که برگردد به اروپا وامریکا ودبی و...که مجال گفتنش اینجا نیست وخدا می داند که چه برنامه هایی برای ما چیده اند ودریغ از یک نفر که درد را احساس کند ،چون همه نشئه ایم یا خمار وخدا می داند که از هیچ به هیچ ...
نیویورک وبرج های دوقلوش آخرفاجعه نبودند.ش
می دانی که افغانستان یکی ازاولین های منابع ومقصد قاچاق انسانه،می دونید بعد از سقوط طالبان کشت خشخاش افزایش پیدا کرده.
می دانی که آمار کشته شدن غیر نظامیان درافغانستان طی سال گذشته بدست نیروهای خارجی بیشتر از قربانی هایی هست که بدست طالبان کشته شده اند.
وقتی داشتند توی کنفرانس بن تصمیم می گرفتند برای بازسازی ،هیچ سهمی برای افغان های تحصیل کرده در ایران وپاکستان در نظر نگرفتند انگار اصلا هیچ افغان تحصیل کرده ای در این کشورها نبوده...نمی توانی حتی تصورکنی که ما در وطن خویش هم غریبیم .نمی خواهم سرت را درد بیاورم .
چون پیگیری ات را دیدم نوشتم وگرنه زخم های ما عمیق تر از آن است...

امید به سرزمین
نظر یادت نرود
| Design By : Night Skin |














